علي محمد ميرجليلى
21
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
منكوب كردن جناح مخالف « 1 » به تحريم نقل و كتابت حديث تمسّك جستند ، به ويژه آنكه زمزمهء تحريم كتابت حديث در ايام احتضار پيامبر صلى الله عليه و آله توسط عمر مطرح شد و خليفهء دوم مانع از نوشتن وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله گرديد . « 2 » بعدها عمر به عبد اللّه بن عباس به طور خصوصى گفت كه من چون احساس كردم پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواهد نام على عليه السلام را در وصيتنامه به عنوان خليفه قيد كند ، از نوشتن آن جلوگيرى كردم . « 3 » سخن عمر كاملًا طبيعى به نظر مىرسد ؛ زيرا رهبران بزرگ و به ويژه پيامبر صلى الله عليه و آله نمىتوانستند نسبت به آيندهء رهبرى جامعه بىاعتنا باشند . خلفا از اين امر احساس خطر مىكردند كه اگر رواياتى كه در زمينهء فضائل اهلبيت و امام على عليهم السلام به ويژه احاديثى نظير غدير كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن به ولايت امام على عليه السلام تصريح كرده بود ، نقل و ضبط شود حكومت آنها تضعيف گردد . اين امرى بود كه بعدها معاويه به صراحت اعلام كرد و طىّ دستورالعمل رسمى نقل روايات در فضائل امام على عليه السلام را ممنوع كرد و ناقل آن را دشمن خود دانست و در مقابل ، دستور به نقل احاديث در فضائل خلفاى سهگانه و به ويژه عثمان داد و جوايزى بر آن تعيين كرد . همين امر سبب پيدايش روايات دروغين در فضائل آنها شد . « 4 »
--> ( 1 ) . كسانى كه از خلافت امام على عليه السلام بعد از پيامبر حمايت مىكردند ، از شخصيتهاى بزرگ جامعهء اسلامىبودند . شخصيتهايى همچون : سلمان ، ابوذر ، عمار ، مقداد ، ابو ايوب انصارى ، عباس ، زبير ، فروة بن عمرو ، ابىّ بن كعب ، براء بن عازب ، ابوالهيثم بن التيهان ، خالد بن بن سعيد ، بريد ، اسلمى ، ذوالشهادتين خزيمة بن ثابت ، سعد بن ابى وقاص و بنى هاشم . ( ر . ك . به : تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 198 ؛ العقد الفريد ، ج 4 ، ص 247 ؛ الفصول المهمه ، ص 53 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 51 و 56 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 124 . ) ( 2 ) . الطبقات ، ح 2 ، ص 242 - 244 ؛ صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 57 ، ح 114 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 192 ؛ الكامل ، ج 2 ، ص 7 ؛ السيرة النبويه ، ج 4 ، ص 450 و 451 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 13 ، ص 31 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 12 ، ص 77 - 78 . ( 4 ) . همان ، ج 11 ، ص 44 - 46 ؛ الدرجاتالرفيعه ، ص 6 و 7 .